الشيخ حسين المظاهري

24

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

نيست و آنها خود مطلوبيت ذاتى دارند . ب‌اگر ارزش اشياء به جهت عرضه و تقاضا است بايد دو كالا كه به يك اندازه مورد نيازند داراى ارزش مساوى باشند ، مثلا قورى و استكان هر دو به يك اندازه مورد احتياج هستند و لازم است قيمت قورى و استكان تفاوتى نداشته باشد ! مردم به همان اندازه كه احتياج به مسكن دارند به پوشيدن لباس نيز محتاجند و اگر منشأ ارزش عرضه و تقاضاست بايد يك خانه‌ى متوسط با يك دست لباس متوسط ارزشى برابر داشته باشد ! بديهى است كه اينطور نيست و تفاوت ارزش در اين موارد مربوط به كار است . ج‌برخى چيزها ارزشى اعتبارى دارد ، اسكنان تا اعتبار عقلاء پشتوانه‌ى آنست ارزشمند است و به مجرّد آنكه عقلاء آن را از دور خارج سازند بىارزش مىشود . بنابراين آنچه ارزشى اعتبارى و قراردادى دارد ارزشش به عرضه و تقاضا مربوط نمىشود ، زيرا اگر عرضه و تقاضا موجب ارزش آن باشد لازم است اسكناس دهزار ريالى با اسكناس ده ريالى تساوى قيمت داشته باشد چرا كه قانون عرضه و تقاضا در هر دو به يك اندازه است . د - « آلومينيوم » تا نيمه‌ى قرن نوزدهم بسيار گران‌قيمت بود چون استخراج آن مشكل و كار زيادى براى آن انجام مىشد اما فعلا استخراج آن بوسيله‌ى برق است و چون كار كمترى مىبرد و آسان بدست مىآيد قيمت بسيار كمترى دارد در حالى كه قانون عرضه و تقاضا در آن زمان و حالا در مورد آلومينيوم يكسان است ، بنابراين ارزش دائر مدار قانون عرضه و تقاضا نيست . هبرخى چيزها ارزشى فوق العاده دارند چنان كه پشتوانه‌ى كشورى هستند مثل الماس كوه نور ، الماس درياى نور ، و جواهرات ديگر ، و عقلاء براى آنها ارزشى فوق العاده اعتبار كرده‌اند و منشأ اين اعتبار قطعا قانون